نظرسنجی سوالات متداول پرسش و پاسخ تابلو اعلانات نقشه سایت نمای اصلی
سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
دفتر تالیف کتاب های ابتدایی و متوسطه نظری
 
 
 
 
به نظر شما استفاده از امكانات تكنولوژيكي نظير تبلت و موبايل بوسيله دانش اموزان در آموزش جغرافيا جايز است ؟
بله
خير
هنوز براي اين كار زود است
تا مهيا شدن بستر اين موضوع بايد صبر كرد
پس از اجراي آزمايشي و بررسي نتايج آن در صورت مطلوب بودن ، داوطلبانه به كار گرفته شود
پس از اجراي آزمايشي و بررسي نتايج در صورت مطلوب بودن ، بايد اجباري شود
آيا همه مشكلات ديگر ما حل شده كه به سراغ اين آمده ايم؟
خيلي وقت است كه استفاده مي شود .بچه ها در مورد تكنولوژِی منتظر اجازه ما نمي مانند



انسان به عنوان تغییر دهنده چشم انداز
شنبه 23 دي 1385  ساعت: 07:45
 منبع :http://www.staffs.ac.uk/schools/sciences/geography/staff/harrist/landev/stokeshop.htm
ترجمه : حسين مهرپويان
 
 
 
   
 
 
 
 
 
 

  
 اين صفحه از شبكه جهاني بيشتر تاثير انسانها را درچشم انداز بررسي مي كند . هدف این  جلسه نشان دادن اثر انسانها بر محيط شهری  و منعکس ساختن اثرات آن روي ژئومورفولوژي شهري می باشد .
 
 
 
چرا اين سخنراني بخشي از دوره ي آموزشي محسوب می شود ؟ اين دوره بـه نام توسعه چشم انداز ناميده         مي شود و چشم اندازهاي شهري سريعترين چشم اندازهاي دگرگون شونده ای هستند كه ما با آنها مواجه هستيم . شما كتابهايي را كه در خصوص اين موضوع باشد پيدا نمي كنيد : كتابهايي كه در اين ارتباط وجود دارند : ژئوموفولوژي در برنامه ريزي محيطي[1] ، ژئومورفولوژي در مديريت محيطي[2] ، تاثير انسان در محيط طبيعي[3] ، مجموعه تاثير انسان[4] و زمين دگرگون شده[5] ، همگي معروفند اما به تعداد كمي وجود دارند . اين كتابها و ديگر فصول كتاب يا مقاله ها همه مسئله شناخته شده از سوي اسليميكير و اسپنسر (1999) را روشن مي سازند ،كه در آغاز بخشي از دوره ي خود آن را خلاصه نمودم .مسئله اين است كه كانون مطالعه ژئومورفولوژي شهري روي فرايندهايي است كه رشته هاي دانشگاهي آنها را از يكديگر جدا مي سازند . بنابر اين تاثيرات انساني روي سيستم هاي رودخانه اي منفك از ديگر تاثيرات بررسي مي شوند ، اما هنوز با ديگر سرزمين ها وجه اشتراك هايي وجود دارد ، مانند هوازدگي يا فرسايش . گاهي اوقات اين جدايي ، فضايي است : ژئومورفولوژي شهري در سرزمين هاي خشك   يك مثال عنوان شده از قلمرو محدود فضايي است . جغرافياي طبيعي محيط هاي شهري قطعاً به متون علمي نيازمند است . بنابراين ، اين صفحه از شبكه جهاني سرآغازي براي پركردن اين فاصله است . آنچه كه به طور طبيعي مي تــوانم انجــام دهم ، تـاكيد ورزيـدن روي بـرخي مـوضوعات بـا استـفاده از الـگو سازي     stoke on trent  مي باشد . اما همچنانكه مطالب روشن مي كنند ، يك نقش اساسي براي ژئومورفولوژيست هاي شهري وجود دارد .
 
 

 
من نمي خواهم وارد بحث معاني شهر و روستا شوم . براي اهداف اين سخنراني محيط زيست شهري با چشم ـاندازهاي طبيعي كه در آنجا فعاليت هاي غير كشاورزي ـ صنعتي صورت مي گيرد ، همچنين جائيكه دو يا چند سكونت گاه وجود داشته و زندگي مردم در آن اتفاق مي افتد ، يكي در نظر گرفته شده است . اجازه دهيد ، اين روشن نيست ، آيا     مي توانيد با بيان دقيق تري شهر و روستا را تعريف كنيد ؟
 
براي مثال خانه ام را در نظر مي گيرم . انتهاي محيط روستا و آغاز شهر كجاست ؟ تا آنجائيكه به من مربوط     مي شــود انتها و ابتداي روستا وشهر حصاري است كه مرز در آن پيـــدا مي شود . طبق ضوابط ژئومورفولوژي شهري اين قالـب بـراي آغـاز توسعه شهـري در اين حصار سـاخته مي شود . ( آن سو تر ) در اين سمت حصار زمين كشاورزي چشم اندازهاي روستايي را تشكيل مي دهد . اين زمين كشاورزي توسط فعاليت انسان تاثير پذيرفته است ، اما اين    فعاليت ها با روشهاي بسيار متفاوتي روي محيط شهري آنسوي حصار نيز تاثيرگذار بوده است .
 آن سوي حصار نيز انواع مختلفي از كاربريهاي اقتصادي زمين در مقايسه با فعاليت هاي كشاورزي در تمام اشكالش ، نتايج بسيار گوناگوني را در چشم اندازهاي طبيعي ايجاد كرده است .
 
 
 
 

به خاطر اينكه برخي موضوعات در ژئومورفولوژي شهري روشن شود ، دو راهبرد را انتخاب مي كنم . نخستين راهبر را با مثالهايي از دره بيدالف 1 در شمال استافورد شاير2به كار مي برم تا اينكه موضوعات بديهي را تا حدي روشن سازم وپس از آن استوك آن ترنت 3 را بررسي خواهم نمود .
كاربرد بيدالف به عنوان يك نمونه از دوجهت توجيه پذير است . اول اينكه بيدالف يك مطالعه موردي جالب و قابل كنترلي را ارائه مي كند ، دوم اينكه من در اينجا زندگي مي كنم ونسبت به جاهاي ديگر اطلاعات بيشتري راجع به بيدالف دارم. همچنين آنجا ، زماني كه موضوعاتي را در استوك بررسي مي كنم ، به چند نكته اشاره خواهم كرد : محيط  رودخانه اي، اشكال و نتايج ساختماني و اشكال و نتايج كاوشي . اينها موضوعات گسترده اي هستند ، اما روابط ميان آنها آشكار است . مثلا كاوش در يك مكان بي ترديد منجر به انباشته شدن در جاي ديگر مي گردد . اثرات فضايي و زماني فعاليت انسان كه منجر به كاوش يا تراكم مي شود ممكن است به گونه قابل توجهي با هم فرق داشته باشد . به طوري كه خواهيم ديد . . . . .
 
 
 
موضوعاتي كه براي دره بيدالف عنوان مي شود منحصر به فرد نيستند ، اما نقطه شروع قابل كنترلي را ارائه   مي كنند . شما بايستي همگي آشنايي با اين سرزمين داشته باشيد . بطوريكه در بين شما كسي نيست كه دوره دشت اطراف استافس شمالي [6] را در ابتداي سال نديده باشد . همين طور است ؟ خوب . بهر حال تصوير پايين به عنوان يادآوري عمل مي كند .                             
                                                             
        همانگونه كه در تصوير از چپ به راست حركت مي كنيد ، چهره غالب تپه اي دور از دره است . اين بيدالف مور[7] و لسك ادج[8] است . حد نهايي در سمت چپ تپه اي است كه كلاود[9] ناميده مي شود .رنگ تيره تر، مربوط به پوشش گياهي و نوعي گياه خاري از نوع علف جارو[10] (در اسكاتلند به نام اريكا ) و سرخس عقابي[11] را نشان مي دهد . سرزمين بيدالف مور يقيناً طي دوره برنز[12] به اشغال در آمد و شايد باقيمانده فعاليت دوران ميان سنگي باشد .
همانطوركه به سمت راست تصويرحركت می كنيد اكثر چشم اندازهاي شهر بيدالف در كف دره جاي گرفته اند .  وجود فعلي این شهر مديون ميراث صنعتي اش مي باشد ، با ميراثي هزار ساله . دراین سرزمين پناين ها كشاورزي هميشه حاشيه اي بوده و تكميل كننده درآمد كشاورزي ساكنان محلي نيز استخراج معدن آهن و زغال سنگ[13]، ذوب آهن و صنعت سفالگري بوده است . ( رگه هاي مارن به طور محلي رخنمون دارند . )
 
همانطور كه مي توانيد تصور كنيد ، تركيب اين منابع امكاناتي را فراهم كرد تا فعاليت ها يكديگر را تكميل كنند . بدين گونه بيدالف هميشه دره اي صنعتي ، شايسته ي پيشتيباني براي جمعيتي زياد بوده است . سرشماري 1791 نشان داد كه تعداد 2000 نفر در بخش بيدالف زندگي مي كنند – اين رقم را با 200 نفري كه در همان زمان در تونستال[14] زندگي مي كردند مقايسه كنيد .
 
قرن نوزدهم بود كه صنايع جديدي مانند صنايع نساجي به سوي اين دره حركت داده شدند تا نيـروي كار فـراوان محلي و نيـز انـرژي رودخانه هـا را در ايـن سرزمين بسيار ناهموار و پرآب مورد بهره برداري قرار دهند . ( باور كنيد كه هوا در بيدالف
 بسيار مرطوب است ) اين بخشي از فرايند تمركز و تخصصي شدن سرمايه بود كه انقلاب صنعتي واقعيتي از هر جهت در اين باره مي باشد .
 
 همچنانكه شما دوربين را به سمت جنوب ( راست ) شهر مي چرخانيد ، انقلاب صنعتي نمونه و مثالي براي شما ارائه مي كند . مجموعه اي بزرگتر ، تا حدي زشت و به طور آشكار از ساختمان هاي صنعتي همگي باقيمانده هايي از مجموعه معدن زغال سنگ قديمي نپرسلي ويكتوريا[15] مي باشد . شما مي توانيد ساختمانهاي باقيمانده معدن زغال سنگ بسيار بزرگتري را به نام كرلي ويت فيلد[16]همراه انبار ضايعاتش ( پشته آشغال ) ، در دورترين نقطه سمت راست مشاهده كنيد .
وجود معادن بزرگ زغال سنگ در انتهاي دره بيدالف موجب گسترش محيط شهري شد – چنانكه اين عامل اغلب همراه با صنعت است . تا 1931 شش هزار نفر در بيدالف زندگي مي كردند اما رشد اصلي جمعيت در سرزمين شهري بيدالف از زمان جنگ و عمدتا از 1960 بوده است . در حال حاضر حدود 22000 نفر در اينجا زندگي مي كنند . گسترش سكونت گاهها تغيير ژئومورفولوژيكي عمده اي را در چشم اندازهاي اين شهر بوجود آورده ، اما صنعت تاثير زيادي در اين عامل داشته است . اجازه دهيد تا اين تاثيرات را مورد بررسي قرار دهيم .
 
 
 
 
محل قبلي معدن زغال سنگ ويكتوريا در حال حاضر كاملا دگرگون شده است . در نتيجه انسداد در 1984 تا اواسط دهه 1990 اين معدن به صورت روباز مورد بهره برداري قرار مي گرفت . قبلا اين معدن به عنوان دره زغال و كارخانه آهن شناخته مي شد ، طي عمل بهره برداري به صورت روباز كارخانه هاي كوره بلند شمش آهن پديدار شدند . زماني كه كارخانه آهن قابل بهره برداري بود [17]، بزرگترين توليد كننده آهن شمش دنيا به شمار مي رفت . متاسفانه تقاضاي آهن شمش كم شد – به خاطر اينكه فولاد بسيار سودمند بود . من تنها نكاتي را به شما يادآوري مي كنم تا    آگاهي هايي را از مقدار مطلق بهره برداري روباز داشته باشيد – تاسيسات كوره بلند تنها طي 6 ماه آخر مورد استفاده قرار گرفتند . بخش جغرافيا عكس هاي هوايي اين محل را در 1993 دارد ، شما مي توانيد يك جفت استريوسكوب دريافت كنيد و اين عكس ها را نگاه كنيد – حفره اي عظيم در اين سرزمين وجود داشت . در حال حاضر آن را نگاه كنيد .
 
 
 

0
.
پس از استخراج ، عمليات بهسازي صورت گرفت . تصوير بالا سرزمين كوچكي را از اعمال مدفون سازي ضايعات نشان مي دهد . خاك سطحي تغذيه نامناسبي براي پوشش گياهي ضعيف فراهم مي كند . اين سرزمين به كاربري كشاورزي برگشته است . ( چند گوسفند گر كه هر چيزي را مي خورند ) ، اما احتمالا با مشكلاتي روبروست . به طوري كه خواهيم ديد اين چنين زميني كه بوجود آمده بسيار حساس است . ضايعات غير قابل استفاده از معدن زغال سنگ براي پر كردن زمين استفاده مي شد ولی ممكن است در گزينش هاي قابل مصرف ديگري ارجح در نظر گرفته شود . اين گزينش ها در پايين ذكر مي شوند .
عكس بالا از حاشيه كار استخراج معدن كوچكي گرفته شده كه سال گذشته متوقف شد (1999 ) و فكر مي كنم كه منحصرا سال 1997 آغاز به كار كرد . تصوير پايين سمت چپ .
اين تشكيلات اقتصادي در بريندلي فورد[18] نزديك بيدالف ميراث مورفولوژيكي بسيار گوناگوني را برجاي گذاشته است . حفره اي كـه شما مي بينيد ، از هيچ جاده ، خانه يا نقطه ديدي مشاهده نمي شود و بنابر اين شايد به ايجاد محيط جديد ديگري       بي نياز باشد . اين حفره نمي تواند پرشود به گونه اي كه اينجا براي جابجا نمودن همه زغال سنگ هاي منتقل شده زير بارضعيفي واقع است . ممكن است كه مقداري آب ظاهر شود تا امكاني را به طبيعت وحش ارائه نمايد ، اما اين اميدوار كننده نيست . شواهدي از كاهش و ته نشستي مواد پر شده و ضايعات فاسد شدني و مانند اينها وجود دارد ، به دليل نفوذ عميق آب و تغيير پذيري سنگ ها به تمركز بيشتر فلزات سنگين در بخش عمده اي از آب منجر مي شود ، از جهت هاي ديگر بايستي به گونه ديگري باشد .
 
چاره صدمات اين چشم انداز پر كردن آنها با خاكه و زباله هاست – پيامد فرعي عظيم زندگي شهري . درست در آنسوي جاده ، عمل بهره برداري معدن بريندلي فورد ، ( در جهت مخالف نقطه ديد در عكس ، در زمينه تصوير به كرلي ويت فيلد توجه كنيد . ) استخراج يك معدن قديمي تر به صورت روباز مشاهده می شود . به  زباله داني بيمرسلي[19] معروف است .اين محل در حال حاضر با ضايعات محلي كاملا پر شده است ، و تصوير خوبي را نشان نمي دهد .
 
اينجا يك مكان يادبود نيز مي باشد . ضايعات در حال فاسد شدن هستند ، و گاز متان را به اتمسفر وارد مي سازند . متان به طور بالقوه خطرناك است ، گاز قابل انفجاري كه انتشار آن نياز به كنترل دارد .متان گاز گلخانه اي مهمي نيز به شمار مي رود . راه حل مسئله ايجاد شده از انتشار گاز متان در بيمرسلي ايـن است كـه آن را بسوزانند ، همچنانكه در بسيـاري از محـل هــاي ضـايعات ايجـاد مـي شود . ايـن كـار متـان را بـه دي اكســيد كــربن بي خطـر ،
 بخارآب و گرما تبديل مي كند . در نتيجه نوعي مراقبت از محيط زيستمحسوب مي شود .اين سه مثال ساده كه عنوان شد برخي تاثيرات ژئومورفيك انواع خاصي از صنعت را مشخص مي سازد . در حقيقت اثراتشان وسيعتر است . من منتظر مي مانم تا بارش شديد ديگري داشته باشيم تا تاثيراتشان را روي جريان آبي نشان دهم ، به دليل اينكه سرزمين پر شده از ضايعات اطراف جاده ، مخصوصا بريندلي فورد بسيار مستعد سيلاب خیزی مي باشند .اين سيلاب هاي بسيار مشوش و نامتراكم جريان آبي سريعي را گسترش مي بخشند كه مرتباً سيستم هاي فاضلاب محلي را غرق آب مي سازند . سيلاب هاي شديد نامنظم در جاده هاي بيرون بيدالف جنوبي در هر زمان سال مي تواند اتفاق افتد و تاكنون تلاش هاي بسیار ساده ای براي حل و فصل سيلاب هاي اطراف اين سرزمين انجام گرفته است . حضور تعداد زيادي دره هاي خشك ( آثار دوره پليوستوسن ) مشخص مي سازد كه تعمير نادرست تحت عنوان زهكشي سطحي جوابي ارائه نخواهد داد ، اما چه كسي به سخنان یك ژئومورفولوژيست گوش فرا خواهد داد ؟
 
تاثيرات صنعتي روي چشم اندازها هنوز در ضوابط مربوط به ويژگي هاي جديد مورفولوژيكي ، جريانهاي آب ، و تركيبات زيست محيطي نيستند . صدمات بينايي نيز موجب نگراني       مي شوند . همچنانکه از کلاود به سمت شمال بیدالف دوربین را در این فیلم بچرخانید ، ممكن است فرد هوشياري ازميان شما به پرتگاه بزرگ صورتي رنگ آن سمت بيابان بيدالف توجه داشته باشد .برای اینکه در وقتتان صرفه جوِِِِِِِِئی شود ، برمی گردیم . تصویر سمت راست در بالا آن را دوباره نشان می دهد . از این معدن به شدت ماسه سنگ سیلیس خالص وست فلین[20] استخراج می گردد که در بیدالف پیدا می شود . این ماسه سنگ درظروف نوع بلورین به کار می رود . معدن منظره زشت وحشتناکی را نیز بوجود آورده است .
 
 
 
 
         
 
این باعث می شود که به یک نکته توجه کنم و می خواهم اول مقاله ام را تکرار کنم . اسپنسر[21] و اسلی میکر[22] (1999 ) مدل جدیدی در الگوهایشان از جغرافیای طبیعی ارائه کرده اند که لازم است تا مفهوم زمان و تغییر چشم انداز دوباره درجغرافیای طبیعی معرفی گردند ، اما در یک چار چوب اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بایستی تعریف شوند . مثالهای معرفی شده فوق از چگونگی بهره برداری های صنعتی و اقتصادی این چشم انداز ها را نشان می دهد که چگونه و چطور جغرافیای طبیعی می تواند و بایستی جذب دوباره جامعه گردد .
جغرافیدانان طبیعی مجموعه ای ازاطلاعات را در حیطه بررسی و درک پیامدهای انسانی در دگرگون سازی چشم اندازها عرضه می کنند . فشار شدیدی در بیدالف و دیگر سرزمین های استافورد شایر مورلند[23] در بهره برداری ثروت از ذخایر معدنی وجود دارد . ( در بخشی ) این فشار نتیجه مجاورت این سرزمین به پارک ملی مرکزی[24] می باشد ، که تنها پنج مایل در بالای این سرزمین بایر فاصله دارد . ذخایر پارک ملی " دور از دسترس " می باشند ، بنابراین منابع سرزمین های مجاور بلاواسطه دارای امتیاز هستند . اینجا زغال سنگ ، چاله ها و ماسه سنگ ها نیستند که توجه جلب می کنند بلکه منابع گازی آن سوی دره لسک ادج[25] بوده و آب نیز یک منبع مهم به شمار می رود . ژئومورفولوژی بایستی نقشش را در حفظ فعالیتی مناسب بازی کند که در توسعه طولانی مدت آن محیط بر عهده گرفته است . به طوریکه ما جغرافیدانان طبیعی منحصرا برای بررسی نمودن توسعه محیط زیست منصوب شده ایم ـــ مولفه های اساسی در تلاش هایمان همانا درک توسعه چشم انداز است .
 
 
این محیط ایجاد شده تاثیر عمیقی روی چشم انداز دارد . اثر عمده آن خشک و بایر ساختن سطح زمین است . برای یکبار که روی سطح زمین ساخته شد ، طی چندین نسل مورد استفاده بعدی قرار نخواهد گرفت . در بیدالف فشار قابل توجهی وجود داشته است تا زمین از حالت کشاورزی بیرون آمده و به محیط شهری تبدیل گردد ، از 1950 مقدار زیادی زمین از این طریق دگرگون شده است . بیشتر زمین شهری که شما در منظره دیدید به دو نوع ملک تقسیم         می شود: ملک کارگران معدن که هیئت مدیره زغال سنگ پس از جنگ اقدام به ساخت ملک مسکونی آن نمود و جدیدتر ، توسعه خصوصی . هم اکنون من دومین خانه جدیدم را در بیدالف خریده ام ــ وبنابراین خودم را در توسعه چشم انداز بیدالف مستقیما موثر می دانم . من چه تاثیراتی داشته ام ؟
 
به تصویر سمت راست توجه کنید ،از طرفی دیوار ( حصار ) برداشته شده است تا فضایی را برای نرده ام به وجود آورد[26] . شما خطی از مواد خاکستری را در زمین گلی مشاهده می کنید . این یک لوله فاضلاب شنی است که در اثر پافشاری من ایجاد شده است . زمانیکه خانه ساخته می شد ، استخر بسیار بزرگی مقابل دیوارهء زمینی که نرده منزل من قرار داشت ایجاد شد و در نهایت فشار زیادی از سراسر کناره استخر وارد آمد و تهدیدی برای ویرانی پایه بتونی خانه ام بود . این مرا آشفته ساخت .
این دره کوچک موجب شد تا نرده خشک به نظر آید ، اما دخالت زهکشی طبیعی دشت شرایطی را برای جریان روی زمین دوباره ایجاد نمود . این دشت اکنون از طریق آبگذر زیر باغ جلو خانه ام زهکشی می شود . من می دانستم که این زمین خیلی باتلاقی است ، اما زمانی فهمیدم چه اتفاقی افتاده است که خیلی دیر شده بود ، در حقیقت این دشت یکی از منابع بزرگ رودخانه مرسی[27] می باشد .
مطالب بالا در آوریل 2000 نوشته شد ، اکنون دسامبر 2000 است . مشکلات بوجود آمده منزلم را به طور   چشم گیری رسانه ملی در ماههای اخیر نشان داده و به گونه بارزی نیز باغ جلو منزلم را در ماه پائیز به تصویر کشانده است. آبگذری که گفته شد بسیار کوچک است ، و نمی تواند از عهده جریان آب دشت بر آید . ستون ها نیز کمکی به گاراژ و خانه ام نمی کند ــ طی بارانهای شدید ، ناگهان چشمه های کوچکی در طول دیواره گاراژم پدیدار می شوند و این دریچه کاملا غرق آب می شود .[28]
معاون اول وزیر اعلام کرده است که در مسیل این رودخانهء صدمه پذیر یک مهلت قانونی در گسترش نوسازی های ساختمانی وجود دارد . اما مانند این مثالهای اندکی که عنوان کردم به وضوح اثبات می کند که تنها دشت های سیلابی نیستند که مشکل ساز می شوند ، بلکه نزدیکی به سطح آب زیرزمینی نیز یک مشکل به حساب می آید . در بخش بالاتر آبخیز بیدالف بروک[29] ، بخش بسیار بزرگی از این آبخیز، شهر شده و به وسیله ساختمان سازی از زهکشی طبیعی ( و ذخیره سازی مهمتری ) جلوگیری به عمل می آورد .
 
دخالت در زهکشی یکی از پیامدهای توسعه شهری است . تصویر سمت چپ این عامل بالقوه را نشان می دهد . توسعه مساکن جدید روی   شبکه ای از دره های خشک قرار دارند . ( یکی از آنها دره ای است که از حوضه ترنت  مرسی[30] عبور می کند که مجرای برفاب مجاور یخچالی قدیمی است . جالب توجه است . هاه ؟ این مرا در هر مورد هیجان زده ام می کند . ) اگـر شما در طـول دره ها قـــدم
بزنید ، چندان خشک به نظر نمی رسند . آنها قسمت مهمی از شبکه زهکشی بالاتر بیدالف بروک به شمار می روند . یعنی شما می گوئید من چه کار کنم ؟ شما بگوئید . بنابراین احداث مقدار زیادی سطوح نفوذ ناپذیر باعث می شود تا در محدوده آنچه که هم اکنون آبخیز یک رودخانه نسبتا سیلابی است به گونه فزاینده ای رواناب افزایش یابد . ممکن است رود کوچک نامتناسب بیدالف بروک تحت فشار قابل ملاحظه ای در مدت بارندگی بوجود آمده و بسیار متمایل به سیلاب گردد . این رود بیدالف بروک به سمت پائین دست خانه ام ، حدود یک مایل جریان یافته و به وسیله چشم اندازهای شهری احاطه می گردد . و تنها مسیر زهکشی برای آب و یا بیدالف بروک[31] می باشد و همه آن زمین گلی ، باتلاقی و افنج مانند از بین رفته است . این توپوگرافی نیز نسبتا شیب دار است .
 
همه این مطالب را در ذهن داشته باشید . تکلیف بعدی اتان انتخاب محلی برای موقعیت یک کانون فراغت جدید برای این شهر است .
 
در 1996 مرکز فراغت جدیدی در بیدالف ساخته شد ، توسعه این محل جایی بود که استخرهای شنا قرار داشتند .
 ( تصویر آن در سمت راست نشان داده می شود . ) این مرکز از روی غفلت و شتاب زده بر روی بیدالف بروک ساخته شد که از زیر سالن اصلی ورزش و زمین های بازی اسکواش[32] می گذرد . این راه آب در انجام زهکشی عادی بسیار مناسب و زهکشی اضافه را یکنواخت می سازد . ما می دانیم ، مهندسین زیرک شرکت ها با مدلهای فریبنده تری چنین می گویند . مشکل این است که بیدالف بروک گرایش نگران کننده ای به سمت فروپاشی سواحلش دارد . بنابر این ، بخشی از سالن مرکز فراغت از زمانی که ساخته شد ، دوبار کاملا تعویض شده است . ای کاش آنها با یک جغرافیدان حرف زده بودند ...... تاکنون ، هیچکس در برنامه ریزی یا بخش های مهندسی انجمن مرکزی استافورد شایر مورلند[33] وارد نشده است . کسی نمی داند چرا .
 
 
آنچه که در بالا ذکر شد ، هیچ چیز به طور خاص منحصر به فرد بیدالف نیست ، مسائل و ویژگی های بسیاری که نشان داده شد ، می تواند در هر محیط شهری دیگری در مقیاس های متفاوت پیدا شود . محل بی نظیر دیگری که از تغییر چشم انداز در بیدالف وجود دارد ،  در بیدالف گرنج[34] یافت می شود ــ ارزش یک بازدید را دارد . این تغییر در چشم انداز از سوی جیمز باتمن[35] مالک پیشین کارخانه آهن و فولاد بیدالف ایجاد شد . باغ های او در بیدالف بوجود آمد که در کل جهان انعکاس یافت . بخش های گوناگونی در باغ وجود دارند که تنها چند نمونه از آن ذکر می شود: باغ چینی ، باغ ایتالیایی مانند ، باغ مصری و دره کوهستانی اسکاتلند . سرزمین بزرگی از بیدالف شمالی یعنی بازسازی چشم انداز طبیعی استافوردشایر نیز ابتکار عمل او می باشد . اما از بیدالف کافی است .
 
 
                 
 
هم اکنون جنبه های خاصی از چشم اندازهای استوک[36] را بررسی خواهم کرد . به عناصر رودخانه ای ، کاوش و تراکم یافتگی های این چشم انداز و برخی ارتباطاتشان توجه خواهم داشت . برای شروع مطلب ، این تصویر همه جانبه پائین، منظره ای 360 درجه را نشان می دهد .
                                              
 
این فیلم ماهرانه نیست ، اما بعضی ویژگی های عمده در آن قابل رویت هستند . تصویر از محل پارک سابق کواری[37] برداشته شده است .  پارک کواری ابزار بالقوه دیگری را به عنوان یک محل فراغت تفریحی برای پیاده روی یا گلف از احیا این سرزمین نشان می دهد . چهره های آشکار در این منظره دره ترنت[38] ( قسمت پائین ) ساختمان های بلند ، خصوصا اطراف هنلی[39] ( بخش بالایی ) و زباله دانی ها هستند . تاثیرات انسان روی چشم انداز در مقیاس های متفاوتی انجام می پذیرد .
 
از یک سمت استوک گرفته ، زیر و روی آن به منظور فرآوری حفاری شده است . مهمترین منابع آن زغال سنگ و خاک رس بوده است . چاله های رس زمانی چهره های اصلی محیط استوک را تشکیل می دادند بسیاری از آنها اکنون احیا و محوطه سازی شده و تعـداد کمی از آنها پـر شده اند . یکی از ایـن گودالها که از پیش مانده و مـحوطه سازی نشده  فنتون مانور است ، سمت چپ. کارهای ترمیمی بسیار زیادی لازم است بتواند این خاک را برای بهره برداری انسان بهبود بخشد . این امکانات قوی نیست ، اما شاید بتوان کاری انجام داد ، مثلاً ، ساختن سالنهای دانش آموزی برای اقامت آنان در محل ، یک نمونه است. ( شما فکر کنید من هم .....)
 
    ممکن است اینگونه سرزمین ها در چشم انداز های شهری تعجب انگیز باشد ، چه کسی فکر می کرد که  علف های بوریایی در پناهگاههای اینجا پیدا شوند . . . . ( تصویر سمت    را ست ) . در ورای دید ما ممکن است تاثیرات این نوع کاوش ها جزیی به نظر برسند ، اما می توانند پیامدهای بسیار فوری را در شرایط زمان و فضا از خود برجای گذارند .
 
به تصویر سمت راست توجه کنید ، حفاری یکی از موضوعات فعالیت اقتصادی است . مارن اتروریا[40] که مورد استفاده در ســاخت سیمـان و تهیه ظروف سفـالی محـلی است ، از طریق حفاری به دست  می آید . شاید این محل خاک رس مناسبی نداشته باشد ، اما با توجه به زیبائی شناسی ایــن محیط و نزدیک بودن آن به لانگ پورت[41] به دشواری می تواند زیانبخش تصور گردد. ماشین آلاتی که شما در عکس می بینید در استخراج خاک رس استفاده نمی شود ،اما امکان دسترسی به آن را فراهم می کند . حفارها با استخراج میراث گذشته کاسبی می کنند .
در سرزمین های جنگلی بالا ، معدن سنگ از صنعت استخراجی گذشته دنبال می شود . آب جاری در             زباله دانی های مواد ضایع سرعت می گیرند . نه تنها جریان آب افزایش می یابد بلکه سیال تر نیز می شوند . پیش از استخراج مجدد خاک رس ، بدلیل اینکه می دانستیم جریان آب مشکل ساز است ، یک جوی زهکشی روی دامنه تپه کشیدیم .
 
متاسفانه این جوی آب در حال حاضر پر شده است و جریان آب سطح بالا به سمت اعماق بستر افزایش می یابد . ترکیبی از ، تعداد منافذ افزایش یافته و همچنین گود افتادگی چهره معدن ، منجر به ناپایداری شدیدی در شیب دامنه شده است . پیامد چنین عاملی باعث شده است تا متصدیان معدن هر ساله ، پس از هر زمستان در گیر جابجا نمودن واریزه های ریخته شده پای معدن باشند ، چـرا کـه شاید بتوانند به منافع اقتصادی اشان دست یابند . شواهـدی از سقـوط واریـزه ها در عکـس دیده می شود . تعــجب آور
اینکه ، مارن زرد رنگ لایه بالایی با مقداری آب ، برای کانال های ضد آب استفاده می گردد .
 
 
البته ،  صنعت استخراجی عمده ي دیگر در استوک ، زغال سنگ بود . معدن زغال سنگ چتیرلی ـ ویت فیلد[42] به عنوان یادگاری از صنعت استخراجی گذشته در اقتصاد محلی حفظ می شود ( تصاویر راست و چپ ) . رویهم رفته استخراج زغال سنگ در حال حاضر در این سرزمین متوقف شده است ، اما به عنوان یک میراث باقی است .
 
 
میراث عمده دیدنی از صنعت استخراج ، مربوط به فرونشینی است[43] . انتقال هزاران تن زغال سنگ از زیر زمین باعث نشست تدریجی زمین می شود . پیامد این فرونشینی در سرزمین های روستایی، جزئی و حاشیه ای است اما در محیط های شهری بسیار بزرگ و فوق العاده است . تکنیک های جدید ساختمانی می تواند با فرونشینی سازگاری پیدا کند (ظاهراً ) ، اما ساختمان های بزرگتر به خصوص ، مستعد چنین عاملی می باشند .
 
به عنوان نمونه کلیسای کوبریج[44] و ساختمان کشیش محل ، نکته خوبی را روشن می سازند . این کلیسا به خاطر ساخت ضعیفی که دارد و همچنین ته نشستی که از سوی استخراج زغال سنگ از معادن هنلی دیپ[45]، اسنید[46] و والستنت[47] ایجاد شده است ، رنج می برد . خطرناکترین تاثیر در سمت چپ دیده می شود. اینجا شواهد قابل ملاحظه ای از بند کشی و بامسازی مجدد وجود دارد . با این همه هنوز دیواره فرعی این ساختمان دور از بدنه اصلی کلیسا ، در حال ویرانی است و در حال حاضر نیاز مند اسکلت چوبی می باشد . این کمک چه مدتی می تواند ادامه یابد و یا چقدر نتیجه بخش  خواهد بود ، جای بحث دارد .( بر اساس آخرین گزارش 2001 – تعمیرات وسیعی فعلاً در کلیسا صورت گرفته است ) .
ساختمان کشیش هم به گونه مشابهی متحمل سالها خرابی شده است . سرنخ های زیادی از فرونشینی روی این ساختمان وجود دارد . شما چند محل اینگونه می توانید نام ببرید ؟ به تصویر زیر نگاه کنید .
 
 
ــــــــــ
مشکل فرونشینی تدریجی ( سوبسیدانس ) به دلیل استخراج معدن منحصر به بورسلم [48]، استوک یا حتی بریتانیا نمی شود . این مسئله بسیار پرهزینه و گاهی اوقات تهدید کننده زندگی نیز هست . آجرچینی مجدد ، کاشی های متعدد ، بام دوباره بند کشی شده و نمای سست در عکس ، مشکل مداومی را مشخص می کند .
بهر حال برخی نتایج ، غیر قابل پیش بینی تر هستند . مثلا وستپورت لیک[49] را در نظر بگیرید . این سرزمین دلپذیر در بورسلم در نتیجه فرونشینی اوایل این قرن شکل گرفت . اکنون پارک شهر و پناهگاه حیات وحش محلی می باشد . پیش از این تا بهسازی محل از ضایعات صنعتی محیط تا حدی ضعیف شده بود ، اما به عنوان مکانی خوشایند مساعد است .
 
 
           بشر همه نوع از اشکال ناهمواری را ایجاد می کند . این اشکال ساختاری بخش لاینفکی از چشم اندازتحول یافته ما می باشند ، آنها به توسعه اشکال جدیدی منجر   می شوند . این گونه اشکال کمتر می توانند مقاومت کنند . همین و بس . درست به دیوار ساختمان کشیشی کابریج[50] دقت کنید (سمت چپ ) . از نظر مقاومت ، سیمان به اندازه قالب سنگ های رسوبی آواری پالئوزوئیک بی ارزش است ، و آجرها شدیداً تحت عمل هوازدگی از نوع یخبندان قرار می گیرند . این نوع هوازدگی کاملا فیزیکی نیست که کار بنایی شما را تحت تاثیر قرار دهد بلکه عمل هوازدگی شمیایی نیز پیش می رود .
 
 این کلیسا در تانستال[51] (سمت چپ ) اثرات هوازدگی شیمیایی را در ماسه سنگ نشان می دهد ، (سمت چپ ) اثرات هوازدگی شیمیایی را در ماسه سنگ نشان می دهد ، همانگونه که روی ساختمان شهرداری بورسلم انجام می دهد ( سمت راست ) . اما لیتولوژی سنگ های سست برای هوازدگی شیمیایی مستعدتر     می باشند ( عکس های پائین ) . من درباره موضوع فرسودگی
 
 
 
 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ   
 
           
 
سنگ ساختمانی زیاد نمی دانم ، اما خانم ژانت[52] اطلاعاتی دارد . شما می توانید یک دنیا مطلب از دوره "هوازدگی کاربردی "او در سطح 3 یاد بگیرید . آنچه من می دانم افزایش های جدید در سطوح سولفور است ، که مخصوصاً از سوی اتومبیل ها ایجاد می شوند که کمکی نمی کند .
 
پشته هایی از آشغال، چشمگیرترین اشکال ناهمواری ساختاری هستند که در نیمرخ استوک غالب است . این پشتههای عظیم مواد ، بیشتر  بازمانده هایی  است که از جانب یخچالهای دوران گذشته در این سرزمین رسوب کرده اند ، ظاهرا" ، ( دربی شایر ) . این پشته های آشغال آشکارترین محصول جانبی معدن زغال سنگ و همچنین دشوارترین عامل چشم انداز به شمار می روند . به طور کلی به همان صورتی که بودند کنار گذاشته شده اند . تا حدودی این مناطق محوطه سازی شده و جزء سرزمین های احیاء شده تفریحی شهر به حساب می آیند . با توجه به دو عامل همه تلاش ها در جهت تعمیر کلی این زباله دانی ها دشوار می شود .
 
همانطور که قبلاً ذکر شد ، نخستین عامل این است که احتمالاً انباشته ضایعات از تمرکز بسیار زیاد فلزات سنگینسمی و سیال برخوردار هستند . در عین حال  شواهدی از انبوه گیاهان و درختان وجود دارد ، این پوشش های گیاهی ویژه می باشند . این پشته های آشغال با قشر نازکی از خاک پوشیده می شوند و آن دسته از پوشش های گیاهی در آن ایجاد می شوند که دارای ریشه های عمیق نیستند . نازکی این خاکها یکی از فاکتورها است ، اما گیاهانی که دارای ریشه های عمیق هستند ، ریشه های نافذاشان به سرعت با تمرکزات بالایی از فلزهای سنگین تماس پیدا نموده و از بین خواهند رفت .
 
دوماً ، چنانچه خاکهای عمیق توسعه نیابند ، رسوبات مربوط به این پشته های آشغال بسیار فرسایش پذیرند . آنچه را که ما به عنوان انسان در انجام آن بی میل هستیم ، طبیعت به هر صورتی که هست انجام می دهد . مثلاً شواهدی از ایجاد جوی و آبکند در دامنه های پر شیب پشته های زباله  پارک جنگلی مرکزی و تپه اسنید[53] حاکی از این است که روزی به سوی تپه های کم اهمیتی در چشم انداز استوک ـ آن ـ ترنت مبدل خواهند گشت .
 
از دیگر اشکال ناهمواری ساختاری محل دفن زباله است . مانمونه هایی را در بیدالف دیده ایم ، اما مثالهای بیشتری در استوک وجود دارد . جهت توسعه این محل ها بسیاری از آنها احیا شده اند ، با این وجود ، زمانی که برخی از این مکانها به عنوان فضای سبز در شهر واگذار می شوند ، بقیه در حال پر شدن از دفن زباله می باشند .
   
 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
طرح بزرگراه را نیز می توان به عنوان نوع دیگری از اشکال ناهمواری عمرانی نمایش داد ، که مسیرهای ساخته شده گذشته را در جهت توسعه فضای سبز دگرگون می سازد ، و انتقال رفت و آمد غیر موتوری را در محیط شهر پیوند می بخشد .
 
 
 
قبلاً تاثیرات خاصی را روی سیستم رودخانه ای که موثر در ساختار محیط های شهری هستند ،  روشن ساختم . نیازبه بیان بیشتری نیست . رودخانه ها سرکشند . خوکهای غیر قابل پیش بینی که بایستی به سختی کنترل شوند ، در غیر این صورت بدرفتاری می کنند . رودخانه ترنت را در نظر بگیرید ( سمت راست ) . این رودخانه به آرامی در داخل استوک جریان می یابد ، اما رژیمش کنترل می شود .سواحل این رودخانه بایستی مدیریت شود ، این رود جوان اجازه ماندگار شدن به یاران گیاهی را نمی دهد . اگر گیاهانی در بستر رودخانه ساکن شوند ، الگوهای جریان آب تغییر کرده و به سمت اطراف مهاجرت می کند . بنابر این ممکن است که عمارت های مسکونی در عکس مورد تهدید باشند .
 
 
 
فقط کانال آبی نیست که نیاز به مدیریت دارد ، بلکه جریان رودخانه نیز نیازمند تنظیم است . منشاً رود ترنت در بیدالف مور است ، ( آه ، این رند دائمی ) ، و درست پائین دست مور[54] در نپرسلی[55] رأس ترنت ازدوره تیودور[56] کنترل شده می شود . از قرن گذشته مخزن نپرسلی کمک کرده است تا جریان آب در بالا دست ترنت کنترل شود (تصویر سمت راست ) . اگر چه هدف اصلی آن ذخیره نمودن آب برای کانال کالدون[57] می باشد . ( پایین )
 
با کنترل رودخانه ، انسانها مجبورند که به نگهداری سیستم رودخانه بپردازند . در بین منابع طبیعی تنظیم شده جهت تغییر مداوم محیط زیست عاملی طولانی تر از رودخانه نیست .
حتی مشکل مدیریت آبراهه در آبراهه های مصنوعی نیز بیشتر است ( کانالها ) . به نظر من کانالها بزرگ هستند ، لیکن حفظ آنها هم دشوار است . نظر به اینکه آنها در تأمین آب به حوضه آبخیزشان وابسته نیستند و از حوضه هایآبخیز طبیعی آب دریافت می کنند ، ولی درحقیقت اهمیت بنیادی ترین محصولات را که در نظر ما است افزایش می دهند ،  یعنی : آب. اگر جریان آب در کانالها برقرار می شود ، ضروری است که حجم آب درون کانالها درسطح پایداری حفظ شوند . بنابراین بایستی که کانالها غیر قابل نفوذ شوند ( خوشبختانه استوک به طور طبیعی از مواد ناتراوا کننده برخوردار است ، عکس بالا ) . ضمناً لازم است تا تعدا کانالها نیز زیاد نباشند ــ این عامل باعث می شود که نیاز به آب کاهش یابد .  به جز معدود نقاطی در مدخل کانالها ، دبی نمونه در هر نقطه از کانال صفر است.
 
 
بنابراین ، آب از کانالها از دست می رود ، ولازم است تا سیستم های طبیعی رودخانه ای دوباره تکمیل شوند . در دوره های خشکسالی نیز کانالها نمی توانند از کار بایستند ــ نشان دهنده این است که سواحل در معرض فرسایش و هوازدگی هستند ، که در این صورت مصیبت بار خواهد بود .  در نتیجه ، به منظور حفظ کانالها ، جریان آب درآبراهه های طبیعی که از پیش کم شده کاهش بیشتری یافته و درچشم انداز خشکسالی افزوده می شود . به عنوان نمونه در تابستان 1995 به دلیل حفظ کانال کالدون ، استخر نپرسلی تقریباً خشک شد . بدین گونه زندگی شهری جدید به روش های گوناگونی ، خارج از این محیط را می خشکاند .  از قرن هیجدهم به بعد ، مدیریت آبراهه تاثیرات بزرگی روی چرخه آبی بریتانیا دربر داشته است . کشتزارهای آبی همه ناپدید شده اند . و ، البته ، کانال ها می توانند جلو هرگونه  سیلابی را بگیرند . اما به منظور عمل کانال و وابستگی آنها به سیستم های رودخانه ، الزاماً بایستی مدیریت شوند . از این رو این تنگاتنگی عجیب زیر :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
                                     
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
 
 
 
ژئومورفولوژی محیط های شهری پیچیده و سریعاً در حال تحول است . فرایندهای شروع شده از طریق انسان در محیط زیست مجزا نیستند ، بلکه با دیگر فرایندها و همچنین محیط وسیعتری پیوند می خورند . ارتباط بین فرایندهای گوناگون در مطبوعات و متن های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی به گونه وسیعی مورد بحث قرار نمی گیرد ، مشکلاتی که ملاحظه می شوند به عنوان نتیجه ناشی از واقعه یا رویدادهای خارق العاده ، در روشی بی حساب و کتاب تر رفتار  می کنند .
کاربرد مطالعه ژئومورفولوژیکی در محیط شهری که اغلب به عنوان جنبه ای خاص از جغرافیا قابل مشاهده است اصطلاح جغرافیای کاربردی را دربر دارد . جغرافیدانان مایلند تا فرایندهای ویژه پدیده ای وابسته را ، به تنهایی و بدون در نظر گرفتن ارتباطات زمانی و فضایی وسیعتر با توجه به محیط شهری مطالعه کنند . شرایطی برای جغرافیای شهری وجود دارد تا کل نگری بیشتری را بپذیرد ، رویکردی غیر کاربردی ( بازرگانی ) که امکان درک کامل تری از محیط های سریعاً در حال تغییر و نو به دست می دهد .
یک بار دیگر به محیط استوک توجه کنید ( تصویر زیر ) ، ممکن است  بتوانید طرح های بالقوه سه ساله ای را بیندیشید . به جاست اگر ژرف اندیشی همیشگی اتان بی ارزش شود . متأسفم ، بسیار پر نقش و نگار . ساعت 2 صبح است . در حال حاضر فرایندهای ذهنی و شناختی آشفته می شوند .
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــ 
 در پایان سوالات زیر را از خودتان بپرسید . ( شما حتی می توانید همینطوری یک مقاله هم بنویسید . )
1-     نقش بالقوه ژئومورفولوژی با توجه به توسعه آینده محیط های انسانی چیست ؟
2- آیا شما دوست دارید که به عنوان ژئومورفولوژیست مشاور استخدام شوید ؟
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 
 


[1]- Hooke,1988
[2]- Cooke and Doornkamp, 1990, 2nd. edn
[3]- Goudie, 1990, 3rd edn
[4] -Goudie, 1997
[5]- Goudie and Viles, 1997
1 Biddulf                                                   2 - Stafforddshire                                 3 - Stoke – on - Trent
 
 
[6] - North Staffs
2Biddulph Moor
[8] - Lask Edge
[9] - Cloud
[10] - Ling
[11] - Bracken
[12] - 1000 تا 3500 سال قبل از ميلاد
[13] - هر دو منبع در نزديكي سطح زمين بيدولف رخنمون دارند .
[14] - Tunstall
[15] - Knypersley Victoria                                        
[16]- Chatterley Whitfield
[17] - پيش از دهه 1920
[18] - Ford Brindley
[19] - Bemersley
[20]- Westphalian
[21]- Spencer
[22]- Slaymaker
[23]-  Staffordshire Moorland
[24]- Park District National
[25]- Lask Edge
[26]- سر جای خود گذاشته می شود !
[27]- Mersey
[28]- عکاس ها زمانی آمدند که آنها توسعه یافته بودند.
[29]- Biddulf Brook
[30]- Trent _ Mersey
[31]- Via Biddulph Brook
[32]- اسکواش نوعی بازی شبیه تنیس است .
[33]- Staffordshire Moorlands District
[34]- Biddulph Grange
[35]- James Bateman
[36]- Stoke – On - Trent
[37]- Park Hall Quarry
[38]- Trent
[39]- Hanley
[40]- Etruria marl
[41]- Longport
[42]- Chatterley-Whitfield
[43]- Subsidense
[44]- Cobridge church
[45]- Hanley deep
[46]- Sneyd
[47]- Wolstanton
[48]- Burslem
[49]- Westport Lake
[50]- Cobridge
[51]- Tunstall
[52]- janet
[53]- Sneyd
[54]- Moor
[55]- Knypersley
[56]- Tudor ( تیودور نام خاندان شاهی انگلیس از 1485 تا 1603 )
[57]-Cauldon
دفعات بازديد: 8720
تعداد بازديدكنندگان: 7725